يكي از رويه هاي معمول حسابداري در شركتهاي توليد كننده انواع مختلف شيشه در ارتباط باكوره هاي ذوب شيشه چنين است كه دربدوامر و پس ازآماده سازي كوره ها , براي تعميرات اساسي آتي اين كوره ها (تعويض آجرهاي نسوز درون كوره)كه هر چهار سال يك بار انجام مي گيرد , هزينه هاي لازم با توجه به عامل تورم پيش بيني مي شود سپس در پايان هر سال مالي يك چهارم هزينه هاي پيش بيني شده به حساب هزينه تعميرات اساسي بدهكار و به حساب ذخيره تعميرات بستانكار مي گردد.هزينه تعميرات در پايان هر سال به صورت سود و زيان و ذخيره تعميرات از طريق انعكاس در ترازنامه به دوره هاي بعد انتقال مي يابد.در انتهاي سال آخر(چهارم ) كه آجرهاي نسوز دورن كوره ها تعويض و تعميرات اساسي انجام مي شود , هزينه هاي واقعي انجام شده براي تعميرات از محل ذخيره تعميرات ايجاد شده تأمين و مانده ذخيره نيز به صورت سود و زيان منتقل مي گردد.
ضمناً در اولين دوره چهار ساله كه كوره هاي ذوب شيشه احداث شده است , علاوه بر هزينه تعميرات سالانه كه بر اساس رويه بالا محاسبه و در صورت سود و زيان سالانه منعكس شده است , براي كل كوره ها نيز هزينه استهلاك محاسبه و از سود خالص سالانه كسر گرديده است .
اكنون سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا رويه مشروح بالا چنانچه آثار ريالي آن بر صورتهاي مالي با اهميت باشد , از لحاظ حسابداري و گزارشگري مالي , جزء روشهاي پذيرفته شده حسابداري محسوب مي شود ؟